۱۱ اوت ۲۰۲۶ – بر اساس مطالعهای که در JACC، ژورنال اصلی کالج قلب و عروق آمریکا منتشر شده است، اندازه دور کمر نسبت به «شاخص توده بدنی» (BMI) به تنهایی، شاخص بهتری برای تعیین خطر بیماریهای قلبی-عروقی محسوب میشود. بهطور سنتی از BMIبرای تشخیص اضافه وزن یا چاقی (که از عوامل خطر شایع بیماری قلبی هستند) استفاده میشود؛ اما این مطالعه نشان داد که عدم توجه به «اندازۀ دور کمر (WC) » یا «نسبت دور کمر به دور باسن (WHR) » میتواند منجر به طبقهبندی نادرست خطر بیماریهای قلبی-عروقی شود.
دکتر مایکل جی. بلاها، نویسنده ارشد مطالعه و مدیر تحقیقات بالینی در مرکز پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی «سیکارون» جانز هاپکینز، گفت: «در واقع به نظر میرسد WCو WHRمیتوانند ریسکِ تعیینشده توسط آستانههای سنتی BMI را بازتعریف کنند. ما افرادی را با وزن نرمالِ بالینی مشاهده کردیم که دچار چربی احشایی (مرکزی) بالا و نسبت دور کمر به باسن زیاد بودند؛ این موضوع آنها را در اکثر پیامدهای سلامتی، در گروه پُرخطر قرار داد.»
شاخص تودۀ بدنیاز تقسیم وزن (کیلوگرم) بر مجذور قد (متر) محاسبه میشود و روشی رایج برای تشخیص چاقی است. با این حال، BMIنمیتواند نحوه توزیع چربی بدن را نشان دهد. مطالعات نشان دادهاند که «چربی احشایی (چربی پیرامون اندامهای داخلی در ناحیه شکم) » با بیماریهای مزمن مانند بیماری قلبی و دیابت مرتبط است، در حالی که «چربی زیرپوستی (چربی مستقیم زیر پوست) » ارتباط چندان قوی با این بیماریها ندارد.
با وجود شواهدی که «چربی مرکزی» (تجمع چربی احشایی و زیرپوستی در ناحیه شکم) را به پیامدهای نامطلوب سلامت قلب مرتبط میداند، BMI همچنان پرکاربردترین معیار برای تعیین اضافه وزن، چاقی و پیشبینی خطر قلبی-عروقی آینده است.
این مطالعه بررسی کرد که آیا افزودن WCو WHR به BMI، پیشبینی خطرات آینده را بهبود میبخشد یا خیر. محققان در «همکاری گروهی متقاطع»، بیش از ۲۶۰ هزار نفر را در بازه زمانی میانگین ۲۰ سال بررسی کردند. دادههای WCیا WHRشرکتکنندگان دردسترس بود و حداقل یکی از ۹ پیامد زیر برای آنها ثبت شده بود: زمان اولین سکته قلبی مرگبار و غیرمرگبار، سکته مغزی مرگبار و غیرمرگبار، نارسایی قلبی، فیبریلاسیون دهلیزی، مجموع بیماری عروق کرونر (CHD)، مجموع بیماری قلبی-عروقی (CVD)، مرگومیر ناشی از CHD، مرگومیر ناشی از CVD و/یا مرگومیر به هر علتی.
در افراد با وزن نرمال (طبق معیار BMI)، ۵ درصد از افراد اندازۀ دور کمر بالا و ۱۸ درصد از افراد نسبت دور کمر به باسن (WHR) بالایی داشتند؛ در گروه دارای اضافه وزن، ۳۹٪ از افراد اندازۀ دور کمر بالا و ۴۰ درصد از افراد WHR بالایی داشتند. در میان افراد چاق، ۹٪ از افراد اندازۀ دور کمر پایین و ۴۵٪ از افراد WHRپایینی داشتند.
افرادی که با معیار BMI دارای وزن نرمال یا اضافه وزن بودند اما دور کمر یا WHRبالایی داشتند، بین ۱۵ تا ۵۰ درصد خطر بیشتری برای اکثر ۹ پیامد بررسیشده داشتند. در مقابل، افرادی که چاق بودند اما اندازۀ دور کمر پایینی داشتند، در مقایسه با افراد دارای وزن نرمال و دور کمر پایین، از نظر خطر پیامدها تفاوت معنیداری نداشتند؛ به جز مرگومیر به هر علتی که در این افرادِ چاق (با دور کمر پایین) بهطور قابلتوجهی کمتر بود.
دکتر زینا ای. دارداری، نویسنده اول این مطالعه، گفت: «یافتههای ما بر نقش حیاتیِ شناساییِ چربی مرکزیِ بالا، حتی در افراد با BMI نرمال یا اضافه وزن تأکید میکند. تکیه صرف بر BMIمیتواند منجر به طبقهبندی نادرستِ خطر در طیف گستردهای از پیامدهای قلبی-عروقی شود. ما از پزشکان میخواهیم که هنگام ارزیابی ریسک در تنظیمات پیشگیری اولیه، توزیع چربی مرکزی را در کل طیف BMIدر نظر بگیرند.»
محدودیتهای این مطالعه شامل عدم اندازهگیری فعالیت بدنی، رژیم غذایی یا ریسک ژنتیکی چاقی است که همگی در بروز CVDنقش دارند. همچنین، مطالعه تنها شامل یکبار ارزیابی WCو WHRبود که میتواند درک چگونگی تأثیر تغییراتِ تجمع چربی در طول زمان بر ریسک CVD را محدود کند.
دکتر هارلان ام. کرومهولز، سردبیر JACCو استاد دانشکده پزشکی ییل، گفت: «زمان آن رسیده است که تمرکز صرف بر شاخص توده بدنی را کنار بگذاریم. این مطالعۀ فوقالعاده مهم، که بر اساس دادههای صدها هزار شرکتکننده در مطالعات همگروهی بزرگمقیاس انجام شده، با قاطعیت نشان میدهد که دور کمر و نسبت دور کمر به باسن، اطلاعات حیاتی دربارۀ خطر بیماری های قلبی-عروقی ارائه میدهند، حتی در افرادی که BMIآنها نرمال تلقی میشود. اینکه چربی کجا توزیع شده است اهمیت دارد و این اندازهگیریهای ساده باید بخشی از ارزیابیهای روتین ریسک قلبی-عروقی باشند.»
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260811/Waist-size-predicts-heart-disease-risk-better-than-body-mass-index.aspx